قاره آفریقا فرصت های فراوانی برای بازرگانان، دولت مردان و مطالعه علمی پژوهشگران دارد، ولی متأسفانه به دلایل فراوان، شناخت ما ایرانیان از این قاره بزرگ اندک وگاه نادرست است. واژۀ آفریقا در افکار عمومی گاه مترادف با فقر و محرومیت، خشکسالی، کودتا، جنگ، عقب ماندگی، استعمار و ایدز است، اما باید توجه داشت که این برداشت تنها بخشی از واقعیت های افریقا است که نسبت به ظرفیت های عظیم و بیکران آن بس ناچیز می نماید. این قاره از نظر اقتصادی سرشار از منابع بکر و غنی و اراضی حاصلخیز است و 187 میلیون هکتار زمین قابل کشت، 15 درصد از جنگل های جهان و 25 درصد از مراتع دنیا را دارد.
منابع غنی کشاورزی در کشورهای مرکزی و غربی قاره، منابع عظیم نفتی در شمال و کشورهای صنعتی در جنوب آن سبب شده تا این قاره در ردیف غنی ترین قاره های جهان قرار گیرد. وجود فرصت های گوناگون اقتصادی و گردشگری موجب حضور قدرتمند کشورهای صنعتی در آفریقا شده است و بسیاری از کشورهای اروپایی و آمریکایی در زمان استعمار و عصرحاضر به آن توجه داشته و دارند. از نظر بسیاری از پژوهشگران این کشورها بخشی از پیشرفت خود را مدیون قاره سیاه هستند. با گذشت دوران استعمار حضور کشورهای غربی در این قاره نه تنها کمرنگ نشده بلکه بر شدت توجه آنان نیز افزون گردیده است و قرن بیست و یکم را قرن آفریقا نامیده اند. این کشورها در تلاشند برای ادامه حیات صنعتی و افزایش منافع ملی خود از توانمندی های اقتصادی سیاسی این قاره بهره برداری نمایند. اخیرا کشورهای چین، هند و ترکیه نیز خیزهای بلندی را در آفریقا برداشته اند.
همچنین آفریقا از نظر مساحت و جمعیت دومین قاره بزرگ جهان به شمار می رود و تنها قاره ای است که نيمي از جمعيت آن را مسلمانان تشکيل داده و شمار مسلمانان نسبت به کل جمعيت آفریقا، بيش از قاره هاي ديگر است. شمار مسلمانان آفريقا در طول 70 سال گذشته، چند برابر شده و موجب نگرانی اربابان کلیسا گردیده است. در سال 1931 م فقط 40 ميليون نفر از مردم آفريقا مسلمان بودند، اما اين آمار در سال 1951 م به 80 -90 ميليون نفر افزايش يافت و در 1976 م به 150 ميليون نفر رسيد. در آغاز هزاره سوم ميلادي، شمار مسلمانان آفريقا به سه برابر این آمار افزایش یافت.
-----------------------------------------------------
برای مشاهده این مطلب به صورت کامل به کتاب "شیعیان تانزانیا" تالیف سید احمد سیدمرادی، صفحه 13 مراجعه کنید.
